فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
414
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
از خيابانها و كوچههاى محله را سنگربندى كردند و براى اين كار تنى چند از نوكران خود و بردگان همسايهها را به كار گرفت . قصد وى از اين كار آن بود كه همسايگان را از ترك خانههاى خود باز دارد زيرا مسلم بود كه با آن اعمال هيچگاه نمىتوانست در برابر دشمن مقاومتى از خود بروز دهد . عدهاى از زعماى هرمز از جمله سرمميز كل ماليات و ناظر امور مالى كشور كه پول زياد داشتند و آگاهتر و مجربتر بودند ، بمحض آگاهى از آمدن انگليسها به جاسك پولها و اشياء قيمتى خود را در محلى مطمئن از دژ پنهان كرده بودند . با اينكه اركان دولت هرمز نه پيش از آن و نه در آن گيرودار مطلقا سفير و همراهان وى را به حساب نياورده در مقام مشورت با آنان برنيامده بودند ، وى صبح آن روز با گروهى از همراهان به ميدان جلو دژ رفته با حاكم و شاه و قاضى و سرمميز و ناظر مالى ملاقات كردند و همگان به عنوان تبعهء اعليحضرت پادشاه اسپانيا خود را براى هر موقعيتى در اختيار آنان گذاشتند . اما حكمران كه تصور مىكرد سفير با پيش كشيدن اينگونه سخنان مىخواهد حاكميت او را به خطر اندازد و از وى سلب مقام كند چنان خود را گم كرد كه نتوانست جوابى مقنع به درخواست وى بدهد . اين خصلت پرتغاليهاى هند است كه هرگونه توصيهاى را از مقامى داناتر يا بالاتر باشد توهين به خود تلقى مىكنند ، بخصوص كه توصيهكننده پرتغالى الاصل نباشد اگرچه ، بين خود پرتغاليها نيز گاهى چنين برخوردهائى پيش مىآيد . حاكم هرمز كه قويا خلق و خوى پرتغالى داشت و خود را باخته بود ، مىدانست كه زورقهاى ايرانيان در نزديكى هرمز لنگر انداختهاند ، و دشمن در كار خود جدى است ، پس نه تنها به تذكرات سفير اعتنائى نكرد بلكه همراه سر مميز و مأمور مالى ، خود را از وى دور كرد و از هر درى جز آنچه براى دفاع شهر ضرور بود ، سخن بميان آورد . اما سفير كه باقتضاى شغل و مقامش خود را وظيفهدار خدمت به پادشاه متبوع خويش مىديد و مداخله در اين گونه امور را ضرورى مىدانست بار ديگر با چند تن از ساكنان جزيره و معاون حاكم كه از راه رسيده بود نزد